مرتضى راوندى
175
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بابليان پاپوشهاى زيبايى بهپا مىكردند . مردان در دورهء حمورابى عمامه به سر مىگذاشتند . زنان با گردنبند و دستبند و نظرقربانى خود را مىآراستند و گيسوان خود را با مهرهها زينت مىدادند . مردان عصاهاى منبتكارى شده به دست مىگرفتند و به كمربندهاى خود مهرهاى زيبايى آويخته داشتند تا با آن اسناد و نامههاى خود را مهر كنند . كاهنان كلاههاى مخروطى شكل بر سر مىگذاشتند . شهر زيباى بابل كه در دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح يكى از ثروتمندترين و زيباترين شهرهايى بود كه تاريخ قديم شاهد آن بود ، سرانجام مقهور كاسيان ، كه مردمى كوهستانى بودند ، گرديد . اين قوم گرسنه و جنگجو ، كه سالها به چشم حسرت به ثروت و نعمت بابليان مىنگريستند ، هشت سال پس از مرگ حمورابى پىدرپى به سرزمين بابل هجوم آورده و سرانجام قدرت را به دست گرفتند و 6 قرن بر بابل حكومت كردند و بعد از آنها قرنها آشوريان در اين سرزمين حكومت داشتند تا سرانجام بابل استقلال گم شدهء خود را بازيافت و نبوكد نصر ( بخت النصر ) زمام امور را در دست گرفت . از اين زمان به بعد بار ديگر برنامههاى عمرانى در سرزمين بابل اجرا مىشود . قسمت عمدهء اراضى را رعايا يا غلامان شيار مىكردند . تعداد كشاورزانى كه مالك زمين بودند كم بود . شيار زمين ابتدا به كمك كجبيلهاى سنگى انجام مىگرفت . بموجب نقشى كه به دست آمده در 1400 ق . م . استفاده از گاوآهن در سرزمين بابل معمول بوده است . بابليان ، مانند مردم مصر ، آبهاى زيادى را به هنگام طغيان رودخانه در ترعهها مىانداختند يا در مخازنى ذخيره مىكردند و بعدا به مصرف زراعت مىرسانيدند . غير از برزگران ، عدهاى از رنجبران ، براى دستيافتن به نفت و بيرون آوردن مس و سرب و آهن و سيم و زر ، زمين را زيرورو مىكردند . استرابو « 16 » در كتاب خود وصف مىكند كه چيزى را ، كه به قول او نفت يا قير مايع نام دارد ، چگونه از زمين بيرون مىآوردند و اين كارى است كه هماكنون نيز صورت مىگيرد . به گفتهء او چون اسكندر شنيد كه اين مايع شگفتانگيز آب قابل سوختن است براى آزمودن آن دستور داد تا يكى از غلامان را با آن آلوده كردند و وى را آتش زدند . ابزارهاى كار در زمان حمورابى هنوز سنگى بود و در آغاز هزارهء اول پيش از ميلاد با مفرغ و سپس با آهن ساخته مىشد . ريختهگرى فلزات در همان زمان آغاز شد . پارچهها را با پنبه و پشم مىبافتند و چنان خوب رنگرزى و زركشى مىكردند كه گرانبهاترين كالاى صادراتى بابل همين پارچهها بود . هر اندازه در تاريخ بين النهرين به عقب برمىگرديم ، همواره دستگاه نساجى و چرخ كوزهگرى را مىيابيم . شايد آنها تنها ماشينهايى باشند كه آن مردم مىشناختند . خانهها را با گل مخلوط به كاه مىساختند . بعدها خشت خام و سپس خشت پخته و آجر ، بسرعت ، معمول گرديد . صنعتگران و اصناف رستههاى مختلفى تشكيل مىدادند و استادان و شاگردان در اين تقسيمات صنفى شركت داشتند . « در شهرها پيشهوران از حرفهء خود امرار معاش مىكردند . آنان در ميدانهاى خريد و
--> ( 16 ) . Strabo